علی کوچولوعلی کوچولو، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

علی طلا شیطون بلا

بازی.سرگرمی

1393/10/6 17:38
نویسنده : مامان فهیمه
778 بازدید
اشتراک گذاری

این روزا ( دو سال دو ماهگی )یه جورایی خودتو سرگرمه یه سری بازیهای خاصه خودت میکنی.اینم نمونه هاش...

اینجا هنوز موهات بلند بوده, یه چیزی پهن کردی و ظرفارو روش چیدی . وقتی اومدم تو اتاقت دیدم داری با قاشق هم میزنی و شدیدا مشغولی تازه به منم تعارف میکردی.

مشغول بازی       تعارف به مامان

این روزا خیلی علاقه ی خاصی پیدا کردی به اینکه همه چیزو ردیف بچینی مثل قطار بعد جالب اینه که خودتم مثال قطار و میزنی

قطار

قطار

قطار

مشغول چیدمان       قطار

برج ساختن

گاهی وقتا هم تمام ظرفای توی کابینت بیرونه و شما مشغول بازی...

آشپز کوجولو

مشغول اشپزی

آشپز کوچولو

و تقلید از مامان...

لالایی

وتقلید از بابا در کشیدن شامپو فرش,البته روی مبل.اشتباه کردم چیزی روی مبل ننداختم مبلمون از دست شما لک شده و مجبورم همش شامپو فرش بکشم.دیگه تصمیم گرفتم روکش بندازم روشون تا کمتر حرص بخورم...

کمک بابا       کمک بابا

بازیهایی که مربوط به تو بابایی هست.بساط لهو و لعب...خنده

ورق باز ماهر

اینم یه پارازیت بین بازیها . عاشق لیمو شیرین هستی...خوشمزه

به به لیمو شیرین  به به

اینجا هم که داری واسم کنفرانس میدی...

کنفرانس       سخنرانی

مشغول کیک درست کردن البته به گفته ی خودت,بازم به تقلید از مامان...

کیک پختن

و مشغول حساب و کتاب مثل بابا...

حساب کتاب

حساب کتاب

حساب کتاب

بعد از مدتها این استخرو پیدا کردی و بابا واست دوباره بادش کرد تا چند روز کلا بازیهات با اون بود...

استخر بازی

مشغول تماشای تلوزیون مثل یک مرد واقعیعینک

تماشای تی وی

فکر کنم تا چند روزه دیگه در ماشین لباسشویی کنده بشه از بس ازش بالا میری .خندونک

ای شیطون       شیطون بلا

جدیدا علاقه ی زیادی به لگو پیدا کردی در صورتیکه قبلا اصلا محلشونم نمیزاشتی.اینجا هم به من گفتی بیا نیگاش کن قطار.

قطار گل پسری

این یکی دیگه از همش جالبتر بود میگم علی داری چی درست میکنی میگی " ساخموووو " منظور همون ساختمونه. دو سه بار با بابا رفتی سره ساختمون حالا واسم ساختمون میسازیخندونک تازه دیدی بابا صدای نگهبانه اون ساختمون زده , تو هم وقتی ساختمونتو ساختی , هی داد میزنی میگی " بیباز " نگو که اسمه اون نگهبانه بهباز بودهخنده

ساختمون ساز

بعضی وقتا هم یه قطعه ی کوچیکشو میزاری اون زیرو شروع میکنی به گسترش دادنش و فکر سقوطش نیستی همینجوری که میسازی یهو سقوط میکنه و تو هم عصبانی عصبانی

مشغول ساخت و ساز

مشغول ساخت و ساز

ساخت و ساز      و اما سقوط

و اینم یه بازی که از اختراع خودته.پلاستیک بازی . میچینی و مچاله میکنیسوال

پلاستیک بازی       پلاستیک بازی

مچاله کردن

پسندها (5)

نظرات (14)

مامان علی
6 دی 93 18:52
فدای این پسر ناناز بااین بازی کردنای خلاقانش برم من میبینم که عین 3.4 ماه قبل علی من علی اقا با وسایل خونه واب کش و...خودش وسرگرم میکنه حالا نوبت تو که بکشی عزیزم یادته میگفتی خوش بحالت علی باخودش بازی میکنه حالا علی کوچولو هم با خودش بازی میکنه وچقدر هم حال مامانش ومیگیره وبهم میریزه مشغول باش خاله مشغول
مامان فهیمه
پاسخ
هههههههه واقعا ای گفتی.از موقعی که خودش خودشو سرگرم میکنه خونه نمونده واسم که خواهر همیشه به هم ریخته وقتی ظهر شوشو میاد خونه میگه وااااای اینجا چه خبره میگم هیچی یه زلزله ی چند ریشتری اومده. منم چیزی بهش نمیگم تا مشغول باشه و یه ریزه به ناهار و کارام برسم...چه میشه کرد
مامان علی
6 دی 93 18:55
ای جونم با اون لم دادنش اتفاقا یک عکس از علی با همین لباس درهمین حالت تو دیدن تی و دارم توپست بعدی میزارم ببین البته برای 16 ماهگیشه. پلا ستیکم که نگو خواهر یک بازی مورد علاقه بچه هاست بابا حسابگر.برج ساز اشپز.کدبانو . خواننده.فوتبالیست.عاشق.خوشکل فدایی داری
مامان فهیمه
پاسخ
بلکه با عکسای ما تحریک بشی و یه تکونی به خودت بدی دختر .دلمون واسه علی تنگ شده هایه پستی یه عکسی.میدونی چند وقته عکس نزاشتیدیشب رفتم تو پستای قبلیت دیداری تازه کردم ، باورت میشه.بابا دلمون تنگیده خواهشا زود به زود عکس بزار.بگم بازم یا کافیه... میبینی خاله جون پسرمون همه کاره شده
مامان علی
6 دی 93 18:59
اخه ورو جک تورو چه به تمیز کردن مبل دستای خوشکلت بااون مایع اوخ میشه ها نکن گلم نکن پس بابای خونه چیکارست ها؟ شکلکام کار نمیکنه افسردگی حاد گرفتم!!!!!!! چه نقاشیای خوشکلی رو دیوارتون چسبوندیناثار علی جونه دیگه!!!!!!!!!! حالا که مادر فرزند تو کار اشپزی وکیک لطفا دستور یک کیک خوشمزه خونگی که سختم نباشه وبا خامه رو واسه ماهم بزار که من وعلیم بله تو کار کیک وفر وپختنیم این روزا! جیگرم وببوس وبچلونش حسابی هزارتا بوس واسه علی ومامان مهربونش
مامان فهیمه
پاسخ
اتفاقا خودمم خیلی نگران دستاش بودم گفتم یه وقت با این مایع شوینده چیزی نشه آخه علی خیلی پوستش حساسیت داره یه پشه معمولی هم که نیشش بزنه سریع ورم و چرک و ...ولی از اونجایی که باباش یه کم ریلکسترهگفت بابا ولش کن بزار بچه یه کم آزاد باشه کیف کنه ما هم گفتیم بزار یه بار دست بزنه ببینیم چی میشه که خدا رو شکر چیزی نشد.از شما چه پنهون کلی هم ذوق کرد بچم اون مقوا رو هم زدم به دیوار آشپز خونه که بلکه علی آقا دست از این اخلاق ناپسنده رو دیوار خط خطی دست بردارن.جوابم داده تا حدودی.حالا یه پست از پیکاسو میزارم.ما درس پس میدیم پیش شما زهرا خانم،تو کیک پزی.کیک خامه ای که من تا حالا درست نکردمتازشم بعضی وقتا به علت ضیغ وقت پودر کیک آماده میگیرم و به سرعت برق و باد درست میکنم.حالا دیدی همچینا هم که فکر کردی کیک پز نیستم.
فریده
7 دی 93 8:56
چه جالب ، رنگ مبل های منم همین رنگیه . پارسال دیدم چقدر وحشتناک شدن ، خواستیم عوض کنیم که دیدم فعلاً تا پرهام بزرگ نشه به صرفه نیست . ما هم تعمیرش کردیم و من پتو مسافرتی خریدم و روش کشیدم ، پلاستیک بازی اش چه باحاله ، لذت بردم . ماشاالله پسرمون خوشکل بود ، موهاش که کوتاه کردی خوشکل ترم شده
مامان فهیمه
پاسخ
چشمات قشنگ میبینه دوست خوبم وای پس تو هم مثل من حسابی کارت درومده .خیلی سخته یه کوچولو آبم که میریزه روش جای لکش میمونه من مجبورم قبل از هر مهمونی تمیز کنم ، که دیگه حالا فعلا یه چیزی پهن کردم بلکه کمتر کثیف شه.ولی تعویض مبل حالا اونم با این وروجکایی که ما داریم اشتباهه. علی هم خیلی خوشحال میشد وقتی پلاستیکارو مچاله میکرد بعد پرتشون میکرد تو هوا کلی میخندید نمیدونم چیش واسش انقدر جذاب بود منم نگاش میکردم و کلی ذووووووق.
فریده
7 دی 93 9:54
اسم مهد آسمان رو نشنیده بودم ، الان زنگ زدم 118 اونجا هم شماره ای ازش نداشت .
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم عزیزم
مریم مامان آیدین
9 دی 93 0:52
سلاااام دوستم خوبی فهیمه جون وااااااااااااااااااای من خیلی شرمندتم عزیزم....الان تو لایک ها دیدمت و یهو با خودم گفتم چرا خیلی وقته آپ نکردی و نگران شدم و اومدم وبت و میبینم چند تا پست جدید داری و من نفهمیدم!!! تازه فهمیدم یادم رفته بوده تو مطالب دوستانم بزارمت...خلاص خیییییییییییییلی شرمنده ام گلم....ببخش
مامان فهیمه
پاسخ
نه عزیزم خواهش میکنم این چه حرفیه اتفاقا حدس میزدم
مریم مامان آیدین
9 دی 93 0:53
واااااااااااااای فهیمه جون من انقدر خوشم میاد بچه ها خودشونو سرگرم میکنن قربوووووووووووون برم با اون خلاقیت هاش.....چه خوشگل هم برج ساخته مهندس کوچولو....معلومه خییییلی استعداد داره خوشگل من
مامان فهیمه
پاسخ
آره دقیقا آی گفتی مریم جون من وقتایی که میبینم علی اینجور با خودش بازی میکنه یواشکی نگاش میکنم و کلی ذوقشو میکنم . مرسی عزیزم از لطف بی پایانت.
مامان رویا
11 دی 93 9:39
آفرين به اين پسر خلاق با اين همه بازيهاي متنوع..... راستي در لباسشويي ما هم روزگارش بهتر از مال شما نيست....
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی خاله جون مهربون .پس معلومه بیشتره بچه ها شبیه به هم هستن تو یه سری موارد.
❈ کوثر❈
11 دی 93 14:50
___♥♥♥ __♥♥_♥♥ _♥♥___♥♥ _♥♥___♥♥_________♥♥♥♥ _♥♥___♥♥_______♥♥___♥♥♥♥ _♥♥__♥♥_______♥___♥♥___♥♥ __♥♥__♥______♥__♥♥__♥♥♥__♥♥ ___♥♥__♥____♥__♥♥_____♥♥__♥ ____♥♥_♥♥__♥♥_♥♥________♥♥ ____♥♥___♥♥__♥♥ ___♥___________♥ __♥_____________♥ _♥_____♥___♥____♥ _♥___///___@__\\__♥ _♥___\\\______///__♥ ___♥______W____♥ _____♥♥_____♥♥ _______♥♥♥♥♥ سلام وب شماعالیه من وقتی عکس کودک شمارو میبینم فکر میکنم اجی وبرادر خودمه راستی به وب منم بیایید واگه موافق بودیید تبادل لینک هم بکنیم مرسی
مریم مامان آیدین
11 دی 93 16:10
خصوصی دوستم
مامان کوروش کوچولو
13 دی 93 8:38
فدای گل پسرچقدر عوض شدی ماشااله خلاق هم که هستی مهندسی دیگه خاله جون
مامان فهیمه
پاسخ
ممنونم عزیزم
شاپرک
13 دی 93 16:43
سلام.نیکان تو مسابقه نی نی وبلاگ شرکت کرده کدش ۹۶ لطفا هر کی میتونه این شماره رو اس کنه به ۱۰۰۰۸۹۱۰۱۰هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم با هر خط فقط یه رای ثبت میشه لطفا هر کس می تونه با چند تا خط مختلف رای بده کد نود و شیش ۹۶ فقط بفرستید کافیه،مرسی
مامان شراره(راحله عباسی)
14 دی 93 2:22
سلام فرشته کوچولو ی نازم وبتون بسیار به دلم نشست با اجازه لینکتون می کنم دوست شیرازی
مامان فهیمه
پاسخ
سلام عزیزم لطف داری ممنونم ازتمنم با افتخار شما دوست همشهریه عزیز و لینک میکنم.
spatra
21 دی 93 3:03
اين على كوچولوى ما چه شيطون و بلاست اميدوارم هميشه سالم باشى و كلى شيطونى بامزه بكنى خوش باشى عزيزم
مامان فهیمه
پاسخ
مرسی خاله جونم دوستون دارم راستی کریسمستون مبارک ما منتظره عکسیمااااا.البته با کلی تاخیر تبریک گفتم.